بهشت حقیقت...

چشم ها را باید شست ..جور دیگر باید دید..

بهشت حقیقت...

چشم ها را باید شست ..جور دیگر باید دید..

سلام.
ما چند جوان تازه کار در فضای مجازی هستیم که تا حالا فعالیت هامون تو فضای حقیقی جامعه و خانواده انجام می شد.
تصمیم گرفتیم رنگی از حقیقت رو به این فضای مجازی نشون بدیم...
حقیقتی که سبک زندگی مون رو می سازه...
دست یاری تمامی مخاطبان مون رو به گرمی می فشاریم.
شما می تونید با ارائه ی نظرات تون ما رو در بهتر کردن مطالب مون یاری بدید...

ما عاشق محمد(ص)،دین محمد و خدای محمد (ص) هستیم

برای دیدن مطالبی با تنوع موضوعی بیشتر به وبلاگ دیگر گروه محبان الرضا (ع) با آدرس
shamimetoos.mihanblog.com
مراجعه کنید.

کاری از گروه فرهنگی و هیئت محبان الرضا (ع)

بهشت حقیقت...
نویسندگان

۵۳ مطلب با موضوع «سبک زندگی اسلامی :: سبک زندگی در ازدواج» ثبت شده است

۲۵ دی۰۰:۰۵

چشماشون رو شسته بودن تا بتونن دنیا رو بهتر و زلال تر ببینن...

پسر با سختی و بی پدری بزرگ شده بود؛ درس خون بود و تونسته بود تا فوق لیسانس یکی از رشته های مهندسی پیش بره؛ حالا که جواب کنکور دکتریش اومده بود، همه از خوشحالی تو پوست خودشون نمی گنجیدن... آخه بعد از کنکور، یه ضرب یکی از شاخه های مهندسی قبول شده بود و بعد هم بلافاصله تو رشته ی دلخواهش فوق لیسانس درس خوند و حالا هم که بدون هیچ فاصله ای دکتری رشته خودش رو قبول شده و داره پله های موفقیت رو به خوبی بالا میره. البته فعلاً سربازی نرفته ولی خدا بزرگه ان شاء الله کارای سربازیش هم بعد از پنج سال دیگه باید پی گیری کنه...



پسر که تنها هنرش درس خوندن نبود، تو دوران دانشجویی تونسته بود با کارای نیمه وقتی که مرتبط با رشته تحصیلیش انجام داده بود، یه پس انداز کمی داشته باشه؛...

دوست شما | ۲۵ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۵
۲۴ دی۱۴:۴۰
عجب روزگاری شده! .....

انگار به همه یه سنگ دادن و گفتن بنداز جلوی پای جوونا تا نتونن ازدواج کنن؛ بیشتر افراد جامعه هم به این حرف، گوش دادن و هر کسی بتونه سنگ بزرگ تری می اندازه و بهش افتخار می کنه...!


نگید که بدبینم؛ چون هرچند که همه دارن می گن ما دوست داریم جوونا ازدواج کنن، ولی عملاً دارن کاری می کنن که نتیجه اش همون چیزی میشه که گفتم...
و ازدواج به جای اینکه برای آرامش باشه ( لِتَسکُنوا إلَیها )، شده مایه ی سلب آسایش و آرامش جوونا و به تبع اون خونواده هاشون؛ 
و اون وقته که ما می مونیم و یه جامعه ی پیر که صدای تلاش و کار و فعالیت و نشاط و زندگی دیگه از هیاهوی روزمرگیش شنیده نمیشه...
دوست شما | ۲۴ دی ۹۳ ، ۱۴:۴۰
۲۴ دی۰۱:۳۴
سه سال پیش بود که خانمی تماس گرفت و گفت: « پسری 27 ساله دارم؛ خیلی خوشگل و خوش هیکله. پدرش خلبانه؛ ولی چون پسرم علاقه ای به درس خوندن نداشته ادامه تحصیل نداده و حالا با دیپلمی که داره یه شرکت کامپیوتری تو اصفهان و یکی هم تو تهران داره؛ در کل وضع مالیش عالیه...! توی شرکت شون چند تا از مهندسایی که باهاش در ارتباطن پیشنهاد دادن پسرم بره دختری از فامیل شون روبگیره که چند تاشون هم دکتر بودن؛ اما ما گفتیم نه. باید خونواده انتخاب کنن و...»

  

حالا بشنوید از خواسته هاش:
دختری که می خواستیم براش بگیریم، دوست داریم تحصیلات بالا داشته باشه؛ خوشگل و سفید باشه. نه چاق باشه نه لاغر؛ قدشم بلند باشه و خونواده ی خوبی هم داشته باشه و...
دوست شما | ۲۴ دی ۹۳ ، ۰۱:۳۴